السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

44

تفسير الميزان ( فارسي )

كنايه است از رسيدن عذاب انقراض . و اينكه فرمود : « عما قليل » كلمه « عن » به معناى « بعد » و كلمه « ما » براى تاكيد كمى مدت است ، و ضمير جمع به قوم بر مىگردد . و لام در « ليصبحن » كلام را تاكيد مىكند ، و همچنين نون تاكيد آن و معنايش اين است كه : سوگند مىخورم كه به زودى با فرا رسيدن عذاب ، پشيمانى ايشان را خواهد گرفت . * ( « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * حرف « باء » در كلمه « بالحق » براى مصاحبت و معيت است ، و اين جار و مجرور متعلق است به جمله « فاخذتهم » يعنى : صيحه ايشان را گرفت در حالى كه مصاحب با حق بود . و ممكن هم هست براى سببيت باشد ، و كلمه « حق » وصفى باشد كه در جاى موصوف خود نشسته است ، و موصوف آن حذف شده ، و تقدير آن « فاخذتهم الصيحة » بسبب « الأمر الحق - و يا - قضاء الحق » باشد . يعنى : صيحه ايشان را گرفت به سبب امر حق - و يا - قضاء حق . هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّه قُضِيَ بِالْحَقِّ » « 1 » . كلمه « غثاء » - به ضمه غين كه گاهى « ثاء » آن مشدد خوانده مىشود - به معناى گياه و برگ و چوب پوسيده است كه با سيل مىآيد . و جمله * ( « فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * لعنت و دورى ايشان و نفرين بر ايشان است . و معناى آيه اين است كه : ما به وعده اى كه به رسول خود داده بوديم كه ايشان را عذاب مىكنيم وفا كرديم ، پس صيحه آسمانى كه عذابشان بود آنها را بگرفت و ايشان را هلاك نموده به صورت غثاى سيل در آورديم ، پس دور باشند قوم ستمكار ، دورى سختى . قرآن كريم نامى از اين قوم كه خداوند بعد از نوح به وجودشان آورده و سپس هلاكشان كرده ، و نيز نامى از رسول ايشان نبرده . و بعيد نيست كه مراد همان ثمود ، قوم صالح باشند ، چون خداى تعالى در چند جا داستان ايشان را آورده و فرموده كه اين قوم بعد از نوح مىزيستند و با بلاى صيحه نابود شدند . * ( « ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَسْتَأْخِرُونَ » ) * توضيح معناى اين آيه مكرر گذشت . * ( « ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوه . . . » ) * فرستادن رسولان به صورت « تترى » به معناى فرستادن يكى پس از ديگرى است .

--> ( 1 ) سوره مؤمن ، آيه 78 .